آیا چاکراها واقعی هستند؟

آیا چاکرا حقیقت دارد؟ آیا چاکراها واقعی هستند؟ علمی چطور؟ قبلا در مقاله چاکرا چیست، به این موضوع اشاره کردم که اگر با دید درست و منطقی نگاه کنیم، چاکراها غیر علمی هستند! البته ما در قرن 21، با چیزهای غیر علمی و شبه علمی بسیار زیادی روبرو هستیم. از قانون طالع‌بینی گرفته تا تله‌پاتی و چشم سوم و… . اما میان چاکرا و بسیاری از دیگر موارد غیر علمی، یک تفاوت بزرگ وجود دارد:

طرفداران چاکراها، سعی می‌کنند از تحقیقات، مفاهیم علمی و تجربی برای تایید کردن وجود آن کمک بگیرند!

با توجه به این، تصمیم گرفتم در این مقاله به سراغ ادعای طرفداران رفته و آنها را برای‌تان بنویسم. در عین حال بنویسم که هر کدام از این ادعاها، چقدر می‌توانند واقعی، علمی یا غیر علمی به نظر برسند.

الان که این مقاله را می‌نویسم، 12 صفحه دیگر از سایت‌های طرفدار و مخالف چاکرا در مرورگرم باز است که می‌خواهم چکیده آنها را به زبان ساده برای‌تان بیان کنم. بنابراین کمی ممکن است این مطلب طولانی شود. با این‌حال اگر حوصله خواندنش را ندارید، می‌توانید صوت پایین را بشنوید که چکیده همین مقاله است و در کانال پادکست آرامیا منتشر شده:

1

در ضمن لینک مهم‌ترین منابع این مقاله را در انتهای مطلب در اختیارتان می‌گذارم.

نکته: در این مقاله  می‌خواهیم به شما نشان بدهیم که آیا ادعای علمی بودن چاکرا درست است یا نه؟ همینطور بررسی کنیم که آیا دلایل گفته‌شده برای واقعی بودن چاکراها، اعتبار دارند یا نه؟

بعد از اتمام این مقاله این تصمیم با خودتان است که آیا بخواهید علمی و غیر علمی بودن چیزی را به عنوان معیاری برای درست و نادرست بودنش قرار بدهید یا نه… .

آیا چاکراها علمی و واقعی هستند؟ آیا چاکرا حقیقت دارد؟

آیا چاکراها علمی و واقعی هستند؟

اول از همه این توضیح را بدهم: مهم‌ترین تفاوت یک چیز علمی و غیر علمی، توانایی ابطال‌پذیری آن است! در واقع وقتی ما بگوییم مثلا احضار روح علمی است، باید ثابت کنیم که می‌توان آن را تایید یا ابطال کرد. این یعنی کسی که ادعای احضار روح دارد، باید در یک جمع حضور پیدا کرده و روح احضار کند.  اما با توجه به اینکه این افراد همیشه با بهانه‌های مختلف از انجام این کار خودداری می‌کنند، بنابراین احضار روح چیزی نیست که ابطال‌پذیر باشد و در نتیجه غیر علمی است.

(در توضیح دقیق‌تر، وقتی در علم بخواهید چیزی را تایید کنید باید به دنبال دلایل ابطالش باشید. در ادامه و در صورت عدم وجود داده و اطلاعاتی که ادعا را ابطال کند، ادعای شما بیشتر از قابل استناد خواهد بود. مثلا تا امروز هیچ یک از اطلاعاتی که در دنیای زیست‌شناسی به دست آمده، نتوانسته نظریه فرگشت را رد کند. به همین دلیل هنوز این نظریه به شدت اعتبار داشته و توسط شواهد مختلفی تایید می‌شود.)

خب، این مقاله به این شکل جلو می‌رود؛ یکی‌یکی ادعای طرفداران چاکراها را نوشته و سپس به زبان منطقی یا علمی، به بررسی آن می‌پردازم.

1_ کاهش استرس با چاکراها

خب، یکی از ابتدایی‌ترین ادعاهای طرفداران علمی بودن چاکراها، این است که تمارین باز کردن یا متعادل کردن چاکرا باعث می‌شوند استرس کاهش پیدا کند. جالب است بدانید که حتی مطالعات و تحقیقات علمی هم در مورد این موضوع انجام شده. مثلا یک مطالعه در سال 2018 و یک مطالعه در سال 2020 تایید کرده‌اند که ممکن است تمارین مربوط به چاکراها به کاهش استرس کمک کنند. (منبع)

بررسی این ادعا

خب راستش را بخواهید رد کردن این تحقیقات یکی از ساده‌ترین کارهای ممکن است! یعنی چه؟ یادم هست وقتی بچه بودم در تلویزیون برنامه کودکی پخش می‌شد که شخصیت اصلی‌اش یک بچه خرگوش بود. روزی این بچه خرگوش به دلیل حمام نرفتن با مشکلات پوستی مواجه شد و پزشک جنگل که احتمالا یک جغد یا لاکپشت دانا بود، گفت برای درمان باید هر روز به ته دریاچه رفته و یک گیاه خاص را بچینی و آن را روی بدنت بگذاری. بعد از 5 روز بچه خرگوش درمان شد و اینجا بود که پزشک به او گفت در واقع درمان نه در اثر گیاه، که در اثر شنای تو در آب دریاچه و تمیز شدن بدنت بود!

این مثال دقیقا در مورد چاکراها هم صادق است، در واقع اغلب تمرین‌های باز کردن چاکراها، تمرین‌های یوگا، مدیتیشن و ذهن آگاهی است که خب سال‌ها پیش تحقیقات علمی تایید کرده این تمرینات به شدت روی کاهش استرس تاثیر مثبت دارند. بنابراین اینجا احتمالا تاثیر چاکراها روی کاهش استرس نه به خاطر خود آنها که به خاطر تمرین‌های ذهن آگاهی است. (اطلاعات بیشتر در مقاله‌های علمی فواید ذهن آگاهی و فواید مدیتیشن.)

2_ شبیه بودن نقشه بدن ظریف و سیستم عصبی مرکزی

یکی دیگر از ادعاهای طرفداران چاکراها، این است که نقشه‌های بدن ظریف انسان (بدن روحانی که مدرسان چاکرا می‌گویند وجود دارد) مشابه سیستم عصبی مرکزی است!  در این ادعا اینطور گفته شده که:

چاکراها را می‌توان به نقشه‌های سیستم عصبی مرکزی ارجاع داد:

  1. چاکرای تاج با نئوکورتکس مغز
  2. چشم سوم با قشر جلوی مغز
  3. چاکرای گلو با سیستم لیمبیک مغز
  4. چاکرای قلب با مغز میانی
  5. شبکه خورشیدی با پونس یا پل مغز
  6. چاکراهای خاجی و ریشه با بصل النخاع یا پیاز مغز

بررسی این ادعا

کسی که این نظریه را برای ارتباط چاکراها با سیستم عصبی مرکزی بیان کرده، خودش هم در انتها گفته که: ((دانشمندان نمی‌توانند این نظریه را به صورت تجربی ارزیابی کنند چراکه فناوری لازم برای انجام این کار هنوز وجود ندارد.))

در واقع اگر این جمله را به یک شخصیت علمی بگویید، مثل این است که در چشمانش زل و به طور مستقیم بگویید ((حرف من غیر علمی است.)) چراکه اینجا عملا قابلیت ابطال‌پذیری زیر سوال می‌رود.

3_ افزایش رفاه در اثر متعادل شدن چاکراها!

متعادل شدن چاکراها!

یکی دیگر از ادعاهای مرتبط به چاکراها، این است که کار کردن روی آنها باعث می‌شود رفاه افراد به شدت بالا برود! در ادامه برای تایید این موضوع به تجربه افراد و حتی گاها مطالعاتی اشاره می‌کنند که در آن افراد بعد از تمرین‌های باز کردن چاکرا گفته‌اند زندگی بهتری تجربه می‌کنند.

بررسی این ادعا

دوباره باید به سراغ ادعای اول برویم! همانطور که در مقاله فواید مدیتیشن با استناد به منابع علمی هم گفتم، ذهن آگاهی می‌تواند باعث کاهش استرس و اضطراب، افزایش ظرفیت انسان در  مواجهه با احساسات بد، افزایش کنترل روی واکنش‌های احساسی، مثبت‌نگری و… شود. خب همه اینها چیزهایی هستند که در صورت وجود در زندگی، انسان رفاه بیشتری را تجربه می‌کند. بنابراین اینجا هم باز احتمالا تاثیرات ذهن آگاهی است که به چاکراها ربط داده می‌شود.

4_ ارتباط بهبودها به چاکرا، و عدم بهبودها به کم کاری!

نه بحث علمی بودن، که وقتی صحبت از واقعی بودن و نبودن اثربخشی چاکراها به میان می‌آید، بعضی اینطور می‌گویند:

((وقتی شما به محض کار کردن روی چاکراها یک‌سری تغییرات مثبت در سلامتی‌تان می‌بینید، این به دلیل تمرینات مرتبط به چاکراهاست. اما در مقابل اگر هیچ تاثیری مشاهده نکردید، به این خاطر است که یا به درستی تمرینات را انجام نداده‌اید یا به اندازه کافی تمرین نکرده‌اید.))

بررسی این ادعا

برای بررسی این ادعا، کافی است به سال پیش، همین موقع‌ها برگردیم! زمانی که بسیاری از متخصصان طب جایگزین، از طب سنتی (منظور طب گیاهی نیست) تا دیگر انواع طب‌های غیر علمی، راهکارهای خاص خودشان را برای درمان کرونا عنوان می‌کردند.

مثلا اینکه با روغن بنفشه می‌توان از ابتلا به کرونا جلوگیری کرد یا خوردن فلان دارو که به طور کلی کرونا را درمان می‌کند. اما در عین حال وقتی هر کدام از این داروها برای کسی بازدهی نداشت، دلایل بسیاری مثل عدم استفاده درست و… را می‌آورند. حتی بعضی پای‌شان را فراتر گذاشته و می‌گفتند اگر به خاطر مصرف همین دارو نبود، الان حال بسیار وخیم‌تری داشتید.

ببینید، من نمی‌دانم این ادعاها چقدر درست بودند اما همه‌شان یک نقطه اشتراک دارند: ((اینکه نه قابل اندازه‌گیری هستند و نه به طور دقیق می‌شود تاییدشان کرد!)) این یعنی هیچ داده و اطلاعاتی وجود ندارد که بتواند این حرف‌ها را تایید کند. بنابراین اعتماد کردن به این ادعاها و همینطور ادعاهایی که بالاتر مطرح کردم، کمی سخت است.

نکته: اگر کمی به زبان روانشناسی صحبت کنم، در واقع اینجا از چیزی به اسم سوگیری تایید حرف زدم. یک سوگیری شناختی که باعث می‌شود برای تایید باورهای گذشته و تعصبات‌مان، به دنبال اطلاعات خاصی بگردیم و اطلاعاتی که باورمان را نقض می‌کند، نادیده بگیریم. در بخش بعدی مقاله در مورد سوگیری‌ها بیشتر صحبت کردم.

5_ انرژی و چاکراها

به سراغ مورد بعدی برویم. بخش زیادی از گفته افراد معتقد به چاکراها و موضوعات مرتبط، به انرژی ارتباط دارد. اینکه چاکراها باعث افزایش انرژی بدن می‌شود و این انرژی به طرق مختلف روی بدن و ذهن ما تاثیر می‌گذارند.

بررسی این ادعا

ببینید، کلمه انرژی برای مردم هنوز یک کلمه نامفهوم است. در حالی که در علومی مثل فیزیک، کلمه انرژی تعریف دقیقی دارد، استفاده از این کلمه در دیگر جاها گاها با هدف سوء استفاده است. مثلا در فیزیک گفته می‌شود انرژی هیچ موقع از بین نمی‌رود و از جسمی به جسم دیگر منتقل می‌شود. یا در شیمی گفته می‌شود تجزیه شدن مواد غذایی باعث آزاد شدن انرژی خواهد شد. همینطور کلمات دیگری مثل انرژی پتانسیل گرانشی و… هم توسط دانشمندان و جامعه علمی استفاده می‌شود.

حالا در همین بین، متخصصان چاکرا و طرفداران آن، از کلماتی مثل انرژی کیهانی، انرژی معنوی، انرژی پرانا، انرژی شی و… استفاده می‌کنند که به کلمات بالا ارتباط ندارد! در واقع این افراد می‌گویند بدن ما از انرژی ساخته شده. یا انرژی خاصی، بدن ما را در اختیار دارد. در حالی که هیچ مدرک علمی برای تایید این برداشت آن‌ها از مفهوم انرژی وجود ندارد. حتی جالب است بدانید خود این افراد هم به این موضوع اشاره کرده‌اند که هنوز ابزاری برای اندازه‌گیری این انرژی یا انرژی‌ها در بدن وجود ندارد! (در حالی که دانشمندان می‌توانند انرژی جنبشی، پتانسیل گرانشی و انرژی درون غذا را اندازه‌گیری کنند.) بنابراین عملا ممکن است تشابه کلمه انرژی که در شیمی و فیزیک استفاده می‌شود با این انرژی مورد استفاده در چاکرا، باعث شود افراد به علمی بودن چاکراها باور پیدا کنند.

تحقیقی در مورد درک انرژی

همانطور که بالاتر گفتم، کلمه انرژی در میان افراد معتقد به چاکرا زیاد استفاده شده و حتی بعضی متخصصان چاکرا می‌گویند خودشان می‌توانند آن را حس کرده، بهبود دهند و به کمک‌شان چاکراها را متعادل کنند. حالا در این بین، یک تحقیق قدیمی وجود دارد که اشاره به آن خالی از لطف نیست.

در سطح وب انگلیسی وب سایت معتبری به اسم Quackwatch وجود دارد که توسط دکتر استفان بارت راه‌اندازی شده. این وب سایت که مقرش در ایالات متحده است، با هدف ((مبارزه با کلاه‌برداری‌های مرتبط با سلامت، افسانه‌ها، مغالطه‌ها و رفتارهای نادرست) و تمرکز بر فریب‌کاری به وجود آمده.

در سال 1990، دختری 9 ساله به نام امیلی رزا همراه با پدر، مادرش و دکتر استفان بارت، یک آزمایش طراحی کردند تا ببینند که آیا پزشکان لمس درمانی می‌توانند میدان انرژی اسرارآمیزی که ادعا می‌کنند را تشخیص بدهند یا نه. لمس درمانی یا therapeutic touch در واقع یکی از انواع انرژی‌درمانی است که ادعایی مثل کاهش استرس، تغییر میدان انرژی و… دارد. (طراح اصلی آزمایش، خود امیلی رزا بود و در نتیجه انتشار این پژوهش، به یکی از جوان‌ترین منتشر کنندگان پژوهش در دنیا تبدیل شد.)

در این آزمایش، امیلی اینطور گفت که اگر این متخصصان می‌توانند میدان انرژی اطراف بدن انسان را تشخیص بدهند، بدون دیدن و مشاهده هم می‌توانند این کار را انجام بدهند. به این ترتیب افراد متخصص پشت یک دیوار قرار گرفته و دست‌شان را از سوراخ این دیوار به سمت دیگر می‌بردند، رزا دستش را بالای دست آنها تکان می‌داد و آنها هم باید انرژی دست رزا را تشخیص می‌دادند و می‌گفتند که دست رزا روی کدام دست‌شان است؟ در نهایت بعد از چندین بار تکرار این آزمایش که 21 نفر شرکت کننده داشت، مشخص شد آنها بر عکس ادعای‌شان نمی‌توانستند به درستی تشخیص بدهند دست رزا بالای کدام دست‌شان در حال حرکت است! (در واقع نسبت به آمار مورد انتظار، بسیار کم‌تر نتیجه درست را گفتند.)

نکته مهم: البته در سطح علمی، این یک آزمایش ایده‌آل نیست؛ چون بعضی از ویژگی‌های مهم مثل کور بودن آزمایش و… را نداشت. اما با این حال نتیجه‌اش قابل استناد است و بعد از انتشار به یک آبروریزی برای متخصصان انرژی درمانی و لمس درمانی تبدیل شد.

انواع سوگیری‌هایی که باعث شده چاکراها باور شوند!

سوگیری شناختی یا اشتباه شناختی، خطاها و اشتباهات ذهنی هستند که باعث به وجود آمدن یک نگرش و باور غلط می‌شوند.

هنوز هم می‌گویم، این مقاله برای تایید درست یا نادرست بودن چاکراها نوشته نشده. اما هدف این است که حداقل مخاطبان را متوجه کنیم بسیاری از دلایل علمی و غیر علمی که با استناد به آنها چاکراها را الزاما درست می‌دانند، معتبر نیستند! در ادامه بحث به سراغ سوگیری‌هایی می‌روم که به خاطرشان گفته می‌شود چاکراها به طور قطع وجود دارند.

1_ سوگیری اقتدار

اولین مورد، سوگیری اقتدار است. در این سوگیری افراد به نظر کسانی که جایگاه بالایی دارند، اعتماد بیشتری می‌کنند. مثلا اگر در یک جمع ایده‌های بسیار زیادی برای حل یک مشکل داده شود، اغلب افراد به ایده‌هایی اعتماد می‌کنند که از طرف افراد بلندمرتبه در آن جمع داده شده، حتی در صورتی که ایده‌های بهتری هم وجود داشته باشد.

حالا در این میان به این خاطر که در ذهن بسیاری از افراد علاقه‌مند به مدیتیشن و یوگا، استادان یوگا به خاطر داشتن شخصیت‌های جذاب یا شخصیت‌های آرام اقتدار زیادی دارند، این سوگیری به وجود آمده و تصور می‌کنند هر چیزی که آنها بگویند، درست است. یادتان باشد، یک انسان می‌تواند در بخشی از زندگی یک نابغه بوده و در بخش دیگر اصلا نظرهای درستی نداشته باشد! مثل مدیری که در کسب و کار واقعا فوق‌العاده است اما در زندگی شخصی و خانواده مشکلات زیادی دارد. این در حالی است که احتمالا ما آدم‌ها به نصیحت همان مدیر موفق در مورد روابط هم اهمیت زیادی می‌دهیم!

2_ قدیمی بودن!

سوگیری قدیمی بودن

مورد بعدی که مخصوصا ما ایرانی‌ها به آن دچار هستیم، قدیمی بودن ایده چاکراهاست! اگر دقت کرده باشید اغلب ما ایرانی‌ها به محض اینکه می‌شنویم پشت یک ایده و درمان، اسم بوعلی سینا وجود دارد، آن را وحی منزل می‌پنداریم. این در حالی است که سال‌هاست خیلی از نظریه‌ها و درمان‌های بوعلی سینا هم رد شده! (در همین حین تحقیقات این پزشک ایرانی بسیار به رشد علم پزشکی کمک کرده.) حالا با همین شرایط به دلیل مرتبط بودن ایده چاکراها به اسامی مثل بودا، به آن اهمیت زیادی داده می‌شود.

3_ سوگیری کتمان هدفمند واقعیت

سوگیری کتمان هدفمند واقعیت، چیزی است که باعث می‌شود به‌شکل عمدی، هزینه‌های احتمالی را در نظر نگرفته و صرفا به مزایا توجه کنیم. به نوعی می‌شود گفت این سوگیری باعث ایجاد یک خوش‌بینی بیش از حد خواهد شد.

در مورد همین موضوع چاکراها، افرادی که به سراغ آن می‌روند صرفا به مزایای احتمالی یک درمان غیر علمی اشاره می‌کنند. این در حالی است که هزینه‌های آن یعنی چیزهایی مثل اتلاف زمان، اتلاف پول و حتی مهم‌تر از آنها، دور شدن از راهکارهای اثربخش و واقعی را اصلا در نظر نمی‌گیرند.

4_ تجربه شخصی (اثر تایید شخصی)

بعضی دیگر، با استناد به تجربه شخصی خودشان چاکراها را واقعی می‌دانند و این در حالی است که تجربه انسان به دلیل تحت تاثیر انواع سوگیری‌ها و اشتباهات شناختی بودن، اصلا چیز قابل استنادی نیست. جالب است بدانید حتی در دنیای علم، تحقیقاتی که مبتنی بر نظرسنجی هستند و صرفا نظر انسان‌ها در مورد یک موضوع را می‌سنجند، اعتبار کم‌تری از دیگر انواع تحقیق دارند.

اما چرا تجربه انسان‌ها قابل استناد نیست؟ یکی از مشکلاتی که تجربه ما انسان‌ها دارد، این است که علاوه بر سوگیری‌ها، می‌تواند تحت تاثیر اثر دارونما باشد! این یعنی فرد صرفا به دلیل تلقین کردن اثرات فلان راهکار، اثراتی را مشاهده کرده و به آن اثراتِ اندک برای تایید ادعا استناد کند. (جالب است بدانید گاها در بعضی تحقیقات تایید شده که مصرف یک داروی بی‌خاصیت، حتی توانسته تا 50 درصد از درد افراد را کاهش بدهد!)

5_ وجود منابع زیاد! (اثر حقیقت واهی)

مورد بعدی که باعث می‌شود بعضی افراد به خاطرش چاکراها را الزاما واقعی بدانند، وجود منابع زیاد در مورد آن است! منابعی مثل کتاب و ویدیو گرفته تا مقالات متنی سطح وب. (همانطور که مثلا چون بارها شنیده‌ایم خوردن خربزه و عسل باعث مرگ می‌شود، آن را باور کرده‌ایم در حالی که چنین چیزی حقیقت ندارد.) فکر کنم اصلا نیاز به توضیح ندارد چنین چیزی به هیچ عنوان نمی‌تواند یک استدلال مناسب برای تایید یا حتی رد کردن موضوعی باشد.

پس آیا چاکراها دروغند؟

پس آیا چاکراها دروغند؟

نمی‌دانم، هیچ کس هم نمی‌تواند بگوید الزاما چاکراها واقعی هستند یا نیستند. اما اگر شما هم مثل من معیارتان برای باور کردن و نکردن چیزی علم است، به طور قطع چاکراها علمی نیستند و هرکه بگوید آنها علمی محسوب می‌شوند، اشتباه می‌کند.

آیا کسی که چاکراها را آموزش می‌دهد کلاه‌بردار است؟

به هیچ عنوان چنین حرفی درست نیست! چراکه بسیاری از مدرسان این حوزه هم به دلیل استناد به موارد بالا یا به خاطر سوگیری‌هایی که از آنها اسم بردم، تصور می‌کنند چاکراها الزاما درستند. بنابراین نمی‌توان به آنها صفت‌های زشتی مثل کلاه‌بردار و… دارد. صرفا می‌توان گفت این عزیزان ناآگاهند، همانطور که خود ما در بسیاری از بخش‌های دیگر زندگی‌مان آگاهی کافی نداریم.

نکته: اینجا جا دارد از چیزی به اسم اثر دانینگ_کروگر اسم ببرم. چیزی که باعث می‌شود وقتی آدم‌ها به یک‌سری اطلاعات جدید دست پیدا می‌کنند، تصور کنند که دیگر در این حیطه دانش زیادی دارند و همین موضوع باعث می‌شود برای کسب اطلاعات بیشتر تلاش نکنند.

چرا آرامیا در مورد چنین موضوعی حساسیت دارد؟

بعد از همه اینها شاید بپرسید چرا مجموعه آرامیا که در حوزه مدیتیشن و ذهن آگاهی علمی فعالیت می‌کند، باید در مورد چنین موضوعی محتوا بسازد؟ به 2 دلیل:

  1. اول از همه مسئولیت اجتماعی که در قبال افراد تازه‌کار داریم
  2. و در درجه دوم هم اینکه کل کسب و کارهای فعال در حوزه ذهن آگاهی علمی از چاکراها و خرافات در حال ضربه خوردن هستند!

در واقع بسیاری از مخاطبان به این خاطر که فکر می‌کنند اسم چاکرا، یوگا و مدیتیشن با هم گره خورده، مدیتیشن و ذهن آگاهی را هم به عنوان مفاهیم خرافی قضاوت کرده و آنها را غیر علمی می‌دانند. همین موضوع باعث شده ما و دیگر کسب و کارهای فعال در زمینه مدیتیشن علمی، ضربه زیادی از این باورها خورده و سعی کنیم با انتشار محتوا، در موردشان آگاهی بدهیم.

کلام آخر

خب به انتهای مقاله رسیدیم. در میان مقالات وبلاگ، این مقاله طولانی‌ترین آنها تا امروز بوده! امیدوارم طولانی بودن آن باعث خسته شدن‌تان نشده باشد. در این مقاله به موضوعاتی مثل علمی بودن چاکراها، واقعی یا غیر واقعی بودن چاکرا و… پرداختیم. در آخر سوال و نظری داشتید در بخش نظرات منتظر شما هستم.

منابع:

  1. سایت دانشگاه اوهایو
  2. سایت دانشگاه مک گیل
  3. theguardian
  4. yogauonline
  5. healthline
  6. laquilaactive
آیا این مقاله برای شما مفید بود؟
+1
12
+1
0
+1
2
اشتراک گذاری این مطالب:

۴ دیدگاه دربارهٔ «آیا چاکراها واقعی هستند؟»

  1. در مفید بودن مطلب که شکی نیست. فقط لازم دونستم یه ایراد خیلی کوچولو رو بگم که مقالتون ضد علمی نباشه. گرانش نیرو هست؛ انرژی تعریف دیگه‌ای داره و شامل این مورد نمیشه. امیدوارم تصحیحش کنید تا دیگران این ایراد جزئی رو به عنوان غلط بودن کل مقاله تفسیر نکنند.

  2. سلام مجدد … واقعا من تعجب میکنم از اینکه دلایلی بر رد وجود چاکراها ویا دفاع نصفه و نیمه از وجود چاکراها که در آخر وجود چاکراها را با خرافات مقایسه و در یک کفه ترازو گذاشتید…. دوست عزیز من از سال ۶۳ بخاطر علاقه‌ای که به مفاهیمی همچون هیپنوتیزم درمانی یا خود هیپنوتیزم و هر علمی که در این رابطه باشد بودم…و قدم به قدم به دنیای …..(باید مانند خودتان جملات را بنگارم امیدوارم که به پل نگرفته و متوجه منظور بنده بشوید…) عرض میکردم. که قدم به قدم وارد این دنیای واقعی یا غیر واقعی … یا با علم خرافه ای هیپنوتیزم یا غیر خرافه ای هیپنوتیزم شدم…و بخاطر شغلم که افسر ارتش بوده و در تمامی سالهای دفاع مقدس را در جبهه های جنگ بودم و به دنبال راه کاری که بتوانم سربازانی را که دچار ترس و هراس بعداز یک حمله دشمن وبا کشته شدن در هر عملیات آتی که بعضی از سربازان تا سر حد مرگ و جنون دچار هراس شده بودند … بودم و در این مورد تحقق میکردم… گذشته خرافی بودن علم هیپنوتیزم یا غیر خرافی بودن علم هیپنوتیزم..بنده بدون هیچ موضع گیری و قضاوتی ،فقط به دنبال حقیقتی بودم که بتوانم به سربازانم کمک کنم…نه به دنبال رد با تأیید آن علوم …. و تحقیق من به گستره‌ ای فراتر از علوم هیپنوتیزم کشیده شد و با چاکراها آشنا شدم و انرژی درمانی و مداوای بیماران از طریق_لمس کردن بیماران ووووو و تا سال‌های ۱۳۹۶الی ۹۷ چون خودم شخصا در این رابطه هیچگونه تمرینی نداشتم و فقط به خواندن و جمع آوری اطلاعات مستند و مستدل که با تجربه افراد بود اکتفا میکردم و نمی‌توانستم قبول کنم و بپذیریم که حقیقت داشته باشد. تا اینکه به پیشنهاد یکی از دوستانم که هیپنوتیزم شدن سربازانم را به خاطرم آورد… گفت چرا همانطور که هیپنوتیزم را عملا و تجربی انجام می‌دادی تمرینات باز شدن چاکرها را خودت تجربه نمیکنی وآزاد شدن انرژی‌های هر چاکراها را خودت تجربه کنی…و من یکسال و نیم قبل تمرینات خودم را شروع کردم. وبا تمام وجودم انرژی‌هایی که شروعش حرکت دادن اجسام سبک به رقص در آوردن شعله شمع ویا چرخاندن فرفره آنهم در محیط های بسته و با وسواس وزدن ماسک که مبادا جنبش مولکولهای هوا بخاطر نفس کشیدن مرا به اشتباه بیندازد… تجربه تمرینات باز شدن چاکرها را با تمام وجودم لمس و احساس کردم.نمیتوان نام این دفاع را دیگر برچسبی همچون مثال‌هایی که زدید آورد هرچند به تجربیات فردی به قول شما یا آن کسانی که شما از آنان نام بردید مورد قبول وباور پذیرنبوده و به اینگونه تجربیاتی استناد نمی‌شود ….اما لااقل خودم می‌دانم و میتوانم تجربه شخصی خویش را مورد آزمایش مجدد با تعابیری که شما ذکر کردید قرار دهم اما چیزی که برای خودم واضحه این هست که ما به دور از هرگونه قضاوت دیگران در این رابطه بخاطر تجربه شخصی خودم که پایه واساسش از سال ۶۳ گذاشته شد و تا کنون ادامه داشته و دارد هیچ گونه شک وشبهه ای به وجود چاکراها و آزاد شدن انرژی هایی که انسانها به راستی از آن بی‌خبرند نداشته و ندارم وبا تمام وجودم میتوانم بگویم لا کمی پشتکار و زحمت می‌شود حقیقتی پنهان در دنیایی دیگر که بسیار مهم و حائز اهمیت است دید و به دست آورد….و تجربه ایست بسیار زیبا و شیرین چون آزاد شدن انرژی های نهفته در بدن انسان که کلید آزاد شدنش در چاکراها می‌باشد یک بعد قضیه هست… بعد دیگرش باز شدن چشم سوم است که جهانی دیگر که هیچ شباهتی با این جهان ندارد می‌باشد…دنیایی رنگارنگ .. صادقانه می‌گویم برایم مهم نیست که کسی باور کند یا نه ..مهم این است که آنان که تجربه اش کرده‌اند می‌دانند چشم سوم حقیقی ایست محض که،فقط با زحمت و کوشش و پشتکار به دست خواهد أمدو تجربه کنندگانشان می‌دانند که به چه گنجی دست یافته‌اند و قبول یا عدم قبول دیگران برایشان مهم نیست… مهم است که وقتی تو آموختی ..خودت هم عاملی شوی برای کسانی که میخواهند این راه را بیایند و لذتی را که تو بردی به آنان بچشانی و این را کوتاه کنی تا اگر برای من بیش از ۳۰ سال طول کشید اینان با سی ماه طول بکشد و البته خیلی کمتر… عذرخواهی میکنم اگر متن طولانی شد..

    1. مجید جان سلام دوباره. ببینید، تو حوزه علم چیزی به اسم تجربه ارزش نداره چون تحت تاثیر انواع سوگیری ها و… است. همونطور که در مقاله قبلی هم گفتم، اگر واقعا چنین توانایی هایی دارید، با در معرض به آزمایش گذاشتنش در ملا عام، میتونید هم چاکرا و… رو ثابت کنید و هم البته از بنیاد جیمز رندی ۱ میلیون دریافت کنید. راستش رو بخواید این سال ها چنین ادعاهایی خیلی زیاد بوده اما وقتی صحبت از آزمایش شده، همه عقب رفتند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

به بالای صفحه بردن